سيد جعفر سجادى

1319

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

و بالاخره گويند حروف را نيز خواصى است و بناى بسيارى از طلسمات و اوراد و ادعيه بر همين خواص حروف است ، طالع‌بينى و غيره نيز از معرفت خواص حروف بود . و بالجمله علم حروف يا علم خواص حروف علم جفر را گويند كه بدون اينكه جنبهء علمى داشته باشد در تمدن اسلامى گسترش بسيار يافته است و كتابها و رسائل بسيارى در اين باب نوشته‌اند . مقدمات آن بر حساب جمل ابجدى است ازين قرار كه گويند هر يك از حروف تهجى مركب‌اند از دو حرف مانند با و تا و يا سه حرف مانند صاد و سين . حرف اول اين حروف را زبر مينامند و بقيه را بينات مانند باء كه زبرش ب است كه به حساب جمل ابجدى دو است و بينه‌اش يك چون بينه آن الف است . پس زبر تطبيق مكتوبى حروف است بحروف در اعداد و يا جمله با جملهء ديگر مثلا : در حساب ابجدى محبوب مساوى با ناز است چون حروف محبوب به حساب ابجد 57 است و حروف ناز هم 57 است . و يوسف مساوى با حسن ازل است . زيرا هر يك ازين دو جمله به حساب ابجد مىشود 155 و بدين طريق با رعايت حساب ابجدى از كلمات و جملات خاصيت‌هائى را استخراج مينمايند و اين كار را با كلمات قرآن مجيد و احاديث هم انجام ميدهند و به حساب خودشان اعجازاتى استخراج مىنمايند اين تطابق بر چند قسم است 1 - زبر بزبر 2 - بينه به بينه 3 - زبر به بينه 4 - بينه بزبر . و در اين باب قصه‌ها و داستانها نقل ميكنند كه فلان از خواص حروف آيندهء خود را بدست آورد و فلان رفع بلا كرد و فلان بحكومت رسيد و فلان بوزارت و ازين لاطائلات كه نه مطابق شرع است و نه عقل فقط مطابق عقل شيادان است كه ازين راه موجب اغفال خلق الله شده بفريبند و آنها را سر و كيسه نمايند . اكنون بپاره از بافندگيهاى آنان اشاره كنيم : اينان حروف را از جهتى ديگر بر دو نوع كرده‌اند فكرى خطى لفظى . خطوط لفظى هر يك دلالت بر عددى خاص مىكند بدين ترتيب . الف - 1 ب - 2 ج - 3 د - 4 ه - 5 و - 6 ز - 7 ج - 8 ط - 9 ى - 10 ك - 20 ل - 30 م - 40 ن - 50 س - 60 ع - 70 ف - 80 ص - 90 ق - 100 ر - 200 ش - 300 ت - 400 ث - 500 خ - 600 ن - 700 ض - 800 ظ - 900 غ - 1000 كه آن را حساب جمل نامند . جمل ابجد عبارتند از : ابجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظغ ( ور كه از بينه خواهى تو مثالى گويم بر ارباب نظر وجه جمل خير كثير ) و از اتفاقيات اين تطابق با توافق بعضى از معاصرين از اهل سداد موافق افتاد چنانچه فرمايد : از پس حمد خداوند و پس از ذكر رسول شنو از سر حقيقة زمن اين نغز بيان كن برون پنبهء پندار ز وش شنوا چشم بينا بگشا تا كه عيان بينى جان فهم هر شيئى بطورى كه بود در واقع آن چنان حكمه و اين علم نباشد ارزان هر كه را خواست خدا داده حكمة جملست سوى اين خير كثير از جمل آئى آسان